۱۳۹۱ مهر ۱۶, یکشنبه

اسلام دینی دروغین که آغازش با دروغ شروع وپایانش با دروغ تمام می شود

اگر عقیده ی مخالف ، شما را عصبانی می کند ،نشانه ی آن است که شما ناخوآگاه می دانید دلیل مناسبی برای آنچه فکر می کنید ندارید،اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه ی دو میشود پنج،یا اینکه آلمان روی خط استوا قرار دارد ، شما به جای عصبانی شدن ،احساس دلسوزی می کنید .(برتراند راسل) 
اسلام دینی است دروغین که نقطه ی آغازش با دروغ شروع و هر چه پیشتر می رود جسارت در این دروغگویی بیشتر می شود . محمد برای اثبات حقانیت دین خود و خدایش هر کاری می کرد و تا جایی که می توانست دروغ می گفت ، زیرا انسانهای  بی سواد ، گرسنه و طماع را با وعده های علمی و غیر جسمانی نمی توانست بفریبد .
به آنها گفت به اسلام ایمان بیاورید تا خدا شما را به بهشت ببرد واز نعمتهایی که در بهشت وجود دارد برخوردار گردید، به انسانهای گرسنه که تنها لذتشان درزندگی زن وخوراک بود ،همان زن و خوراک را وعده داد ،زیرا لذت معنوی برای یک عرب بیسواد وشهوتران مفهومی ندارد ، لذتهای معنوی برای  اشخاصی اهمیت دارد که دارای تفکر ،شعور و درک از این جهان هستند ، فقط این اشخاص که درک وفهمی از معنویت دارند می توانند از معنویات هم لذت ببرند .
پیغمبری که حتی از درک شعر هم عاجز بود چگونه می توانست دین خود را که دین راستین نام نهاده بود ،گسترش دهد؟ فقط با وعده های دروغین جسمانی می توانست انسانهای بیسواد را دور خویش جمع کند ،لذا به آنها گفت در بهشت به شما حوریان بهشتی داده می شود و انواع میوه ها را می توانید در آن بیابید ودر جویبارش عسل و شیر برایتان جاری است و به آنها وعده هایی که به جسمشان مربوط می شد داد، چون سواد نداشت یا اگر داشت سوادش در حدی نبود که بداند سکس عاملی است که طبیعت برای ادامه ی زندگی گذاشته و تنازع بقا به آن بستگی دارد و غذا هم عاملی است برای زنده ماندن جسم مادی ما و این را نمی دانست که بدون مواد مغذی جسم ما زنده و سالم نمی ماند و اگر انسان از آن لذت می برد و  به آن احتیاج دارد فقط برای این است که تا این مواد در بدنش سوخت ، فورأ گرسنه می شود و دیگر قادر به انجام هیچ کاری نیست ،مگر اینکه گرسنگی اش را با خوردن برطرف کند ،بنابراین دو چیز را نه محمد می فهمید و نه خدایش الله ،که اولا باید جسم داشته باشی تا از آن لذت ببری و دوم اینکه بدون جسم به آن احساس احتیاج پیدا نخواهی کرد ، زیرا روح دارای آلت تناسلی و هورمون سکس نیست و طبیعتأ  به تنازع بقا به وسیله ی سکس هم احتیاج ندارد ، چون ادیان بر این اعتقاد دارند که خدا در هنگام بیکاری ،وقت خود را صرف ساختن روح می کند و بنابراین تنازع بقا در هنگامی که جسم وجود ندارد و به روح تبدیل می شود ،نیاز به وسیله ی سکس ندارد و اگر هورمون سکس هم ندارد ،پس احتیاج سکسی هم احساس نمی کند ،لذا همه ی این وعده ها زمینی هستند و بدرد روح نمی  خورند .
اما محمد باید راهی پیدا می کرد که بسیار جذاب باشد تا بتواند انسانهای بادیه نشین گرسنه و شهوتران را تطمیع کند وپس از تطمیع آنها  با احمقانه ترین وسیله نوبت آن بود که از محمد بپرسند ، خوب حال باید چه کنیم تا مسلمان شویم و محمد به آنان گفت ،بگویید اشهد ان لا اله الا الله تا مسلمان شوید . 
حتی شما اگر بتوانید بگویید من شاهدم که خدایی جز خدای محمد وجود ندارد ،که البته نمی توان آن را گفت ،چون گفتن اینکه من شاهدم که محمد رسول خداست دروغی خواهد بود خنده دار ،زیرا شما در یک دادگاه شهادت بر چیزی می دهید که خود ناظر آن بوده اید و شهادت به چیزی که ندیده اید نمی دهید ، در جایی که حتی یک موجود در این جهان پیدا نمی شود که ناظر بر لحظه ای باشد که خدا محمد را به عنوان رسول خود انتخاب کرده و به او رسالت داده وحتی شفاهی ونه کتبی این رسالت را به او ابلاغ کرده ،چگونه می تواند ادعا کند ،که من باور کنم که محمد رسول خداست ؟ چرا که باور کردن وشهادت دادن دو معنای کاملا متفاوت دارند ،حال من به چیزی که باور ندارم آیا می توانم شهادت دروغین بدهم؟ بنابراین پس از وعده های دروغین ،اکنون ادعایی دروغین را نیز باید شهادت دهیم تا به دینی که سرا پا دروغ است و دروغ گفتن را تشویق می کند در آییم و آیا این درست است؟

برای این ادعا که دروغ پایه و اساس دین اسلام است ، همین بس است که محمد می گفت در اسلام آزادی که هر جا به نفع تو یا به نفع اسلام است دروغ بگویی،اما حتمأ لازم است به زنان همیشه دروغ بگویید و از راستی با آنان بپرهیزید ، در دنیای آن روز عرب، این مرد بود که برای همه چیز تصمیم گیرنده بود ،حتی برای اینکه زن به چیزی ایمان بیاورد این مرد بود که تصمیم می گرفت ،لذا وقتی مرد حاضر می شد دین اسلام را بپذیرد دیگر برای زن لازم نبود که خود او تصمیم بگیرد و مرد برایش در این مورد از قبل تصمیم گرفته بود .
اکنون نظری گذرا به این جهان که عالم هستی یا کائنات می نامیمش بیاندازیم و ببینیم که محمد و خدای او چه چیزهای در باره ی آن گفته اند و یا اصلا چیزی گفته اند؟ 
در روزگار کنونی که بشر به اطلاعات زیادی در باره ی هستی دست پیدا کرده که البته هنوز راه زیادی در کشف نا شناخته های کائنات در پیش دارد ،محمد و الله که خودشان را عالِم به تمام هستی می دانستند ، در آن زمان هیچ حرفی از دانسته های خودشان درباره ی چیزهای کمی که ما هم اکنون در این زمان می دانیم نزدند و وقتی به فرامین اسلام نگاه می کنیم هوش از سرمان می پراند که خدایی با این همه دانش و توانایی ،برای آفریده ی خود که در او مغزی توانا قرار داده ،اکنون پیامبری تعیین کرده تا پیامهایی بفرستد که وقتی به آنها نگاه می کنید ،این پیامها بی نهایت حیرت آورند ،زیرا هیچ اثری از دانش و بینش در آنها نیست ،بلکه منحصر می شوند ،فقط به پایین بدن انسان .
این خدای محمد نه سخنی می گوید از دانش این جهان و نه از اتفاقات رخ داده ی این جهان و نه هیچ خبری از گسترش یا چگونگی نابودی این جهان ،نه از راه و رسم تربیت فرزندان و آینده نگری و نه هیچ چیزی در مورد دانش و فن آوری و یا حتی بهداشت . دین اسلام برخلاف دیگر ادیان که فرامین اصلی آنها پیشرفت اخلاقی وتعالی انسانهاست ،هیچ سخنی در این باره نمی گوید ،بلکه بیشتر باورهای خود را در اطراف باورهای غلط اخلاقی و ضد بشری قرار می دهد ، بیشتر این باورها بر رفتار وحشیانه و کشت و کشتار، چشم در آوردن ،دست بریدن و زن ستیزی حکایت دارد .
دین اسلام اصلأ لازم ندارد که برای دست بریدن علت دزدی را بررسی کند ،چرا که حتی دزدیدن یک تکه نان خشک شده هم می تواند علت بریدن دست را توجیه کند . اما در همین اسلام و در طول تاریخ ننگین به روی کار آمدنش ،بزرگترین دزدان از همین اسلامیون بوده اند ، از طرفی برای دزدیدن یک تکه نان یا یک تخم مرغ ،دستی را می برند و از طرفی تو را در گفت دروغ مصلحتی برای اسلام مجوز می دهند . 
در سراسر قرآن دروغ ها و تضادهایی موجود است که هر کسی را دچار تضاد درونی و برونی می کند .
و بالاخره سراسر قرآن را که ورق بزنید هیچ اثری از شعور برتر خدا در آن نمی بینید و اثری از دانش و بینشی که در همه جای کائنات به وضوح می توانید دید ،در آن پیدا نمی کنید ، پیام الله در قرآن فقط به این که چگونه باید با زنان همبستر شد و آداب نشستن در مستراح و به چیزهایی از این دست محدود و منحصر می شود .
منابع و مراجع این مقاله به شرح زیر می باشد :
 23سال اثر علی دشتی 

تولدی دیگر اثر شجاع الدین شفا 
قرآن و ایران نوشته ی کاوه
گرانوم (نقد اسلام ) granom . wordpress.com
قرآن اثر محمد و الله
وصیت نامه ی خدا اثر هوشنگ معین زاده
و ...

۱۶ نظر:

  1. مسخره است. شما مذهب سیاسی حاکم بر ایران را که جز به قدرت سیاسی نمی اندیشد با اسلام اشتباه گرفته اید.
    بهتر است کمی بیشتر مطالعه کنید

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اسلام واقعی ؟ از بند اول قرآن برده داری هست ! این خدایی که مسلمانان دارند آلزایمر دارد که در به یوسف دستور دتر برده‌داری را جمع کند ! حالا برای پیامبر خاتم از بند اول تا آخر قوانین برده داری وضع می کند ! یک مسلمان واقعی کسی است که هرگز تفکر نکرده و هرگز قرآن را جز با اشک حماقت نخوانده ! آیه یک کتاب انسانیت !

      حذف
  2. جالبه که خود این مقاله سراپا دروغه. من خودم مسلمان نیستم ولی تاجایی که مطالعه کردم می دونم که عقیده اسلام اینه که در روز قیامت معاد جسمانی هم رخ میده یعنی جسم هم به روح می پیونده. پس لذت های جسمانی بعد از مرگ (مثل خوردن و سکس) می تونه وجود داشته باشه. باقی دروغ های این مقاله از این هم مسخره تره...

    پاسخحذف
  3. من به شما تبریک میگم بابت داشتن جسارت در ابراز نظر.اما گاهی فکر میکنم دوستان به جای برخورد منطقی کاملا احساسی و با توجه به تجربیات شخصی موضع گیری میکنند!
    گویی هزار سال خفته در غاری
    بیداریت بی فایدست،تو بیش در خوابی

    زندگی با کینه نتیجه ای جز متن بالا ندارد.اسلام دین من نیست که بخواهم از آن دفاع کنم.ولی حمله های بی منطق باعث تضعیف نقدهای منصفانه سایرین خواهد شد.

    پاسخحذف
  4. واقعا به شما تبریک می گویم برای آگاه کردن مردم نا آگاه

    اگه مردم ایران فقط کمی اهل مطالعه و تحقیق بودند اسلام رو به دین پاک
    ایرانی یعنی همان زرتشت ترجیح نمی دادند .
    اسلام یعنی خسونت ، نابرابری از هر نوعش ، بنیاد گرایی و تحجر

    امیدوارم در گسترش آکاهی بیشتر تلاش کنید
    به کسایی که در بالا نظر دادن توصیه می کنم برن کتاب دو قرن سکوت زرین کوب را مطالعه کنند و بعد بیان درباره اسلام نظر بدن .

    پاسخحذف
  5. دین زرتشت سرگذشتی مشابه اسلام امروز ما داشته است. فراموشی تاریخی خصلت خوبی نیست. در پیش از حمله اعراب به ایران، در دوران ساسانیان جامعه بر چند طبقه تقسیم میشد که عبارت بودند از : طبقه دربار، دیوانیان، روحانیان، نظامیان و پیشه وران
    دقیقا همین قدرتی که روحانیان امروزی در ایران داشتند طبقه روحانیان زرتشتی در زمان ساسانیان داشتند بشکلی که توده مردم از ظلم و ستم طبقه حاکم و موبدان زرتشتی به ستوه آمده بودند. تاریخ تکرار میشود. دقیقا مثل امروز که بسیاری از مردم چشم براه یک کمک خارجی مثل امریکا برای نجات مملکت از دست آخوندها هستند، توده مردم دوران ساسانیان نیز از ظلم و بی عدالتی طبقه حاکمه و روحانیان زرتشتی چشم براه یک نیروی خارجی بودند که دودمان ساسانیان و روحانیان زرتشتی را برچینند. اینگونه بود که اعراب با 10 هزار نیروی بدوی توانستند امپراتوری سراسر ظلم موبدان زرتشتی را در هم بپیچند بدون آنکه کسی از مردم به حمایت حکومت بپا خیزد. علت گرایش مردم به اسلام نه تیغ شمشیر بود بلکه فرار از بی عدالتی و ظلم موبدان زرتشتی بود
    تاریخ را با هم باز بخوانیم. یکبار صادقانه از خود بپرسید در حمله 10 هزار عرب پابرهنه به امپراتوری بزرگ ایران، چرا کسی از مردم به حمایت

    پاسخحذف
  6. تاریخ را با هم باز بخوانیم. یکبار صادقانه از خود بپرسید در حمله 10 هزار عرب پابرهنه به امپراتوری بزرگ ایران، چرا کسی از مردم به حمایتساسانیان و طبقه حاکم روحانیان زرتشتی برنخواست؟
    حتی تاریخ پر است از خیانت ایرانیان و حتی سربازان و سرداران که به سپاه دشمن کمک کردند تا ساسانیان را برچینند
    فکر نکنید دین زرتشت راه نجات است ، تجربه تاریخی زرتشت دقیقا همان تجربه تلخ آخوندهای امروزی ماست.
    در همین دوره ساسانیان موبدان زرتشتی صدها هزار نفر از پیروان مزدک را بخاک و خون کشیدند و قتل عام کردند
    تاریخ را دوباره بخوانید لطفا
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B2%D8%AF%DA%A9

    پاسخحذف
  7. دوست عزیز (ALFABET )منظور من قوانین موجود در زرتشت است که چقدر انساندوستانه و به دور از خشونت است و به همه اقلیته ها احترام می گذارد زن و مرد و ....
    منظور من خود دین اسلام است نه آخوند مزدور
    چرا آخوند را با اسلام یکی می دانید ؟

    چیزی که شما اشاره کردید بله ظلمی است که در آن دوره از جانب موبدان بر مردم تحمیل شد ولی هیچگاه باعث نشد که مردم از زرتشت رویگردان شوند البته ناگفته نماند با اینکه اسلام دین عرب تازی است همراه با خشونت و بی عدالتی آخوند ها در این سی و سه سال به لطف خداوند بزرگ حتی اسلام پرستان را اسلام زده کرده اند .

    زنده باد
    پندار نیک کردار نیک گفتار نیک

    پاسخحذف
  8. دوست عزیز من قبول دارم که هیچ چیز را نباید بی دلیل پذیرفت اما شما با عقاید خود کم لطفی میکنید بسیاری از حرف های قرآن امروز به اثبات رسیده و این را هم بدانید که اگر در زمان های قدیم به اعراب علوم امروز را می گفتند آیا اکنون دین اسلام دومین دین جهان بود بدیهی است که مردم این حرف ها را. خرافات و مانع گسترش دین اسلام می شدند.

    پاسخحذف
  9. دوست عزیز من قبول دارم که هیچ چیز را نباید بی دلیل پذیرفت اما شما با عقاید خود کم لطفی میکنید بسیاری از حرف های قرآن امروز به اثبات رسیده و این را هم بدانید که اگر در زمان های قدیم به اعراب علوم امروز را می گفتند آیا اکنون دین اسلام دومین دین جهان بود بدیهی است که مردم این حرف ها را. خرافات و مانع گسترش دین اسلام می شدند.

    پاسخحذف
  10. من نمیخام از اسلام دفاع کنم ولی مقاله شما کاملا احساسی هست وهیچ دلیل قانع کننده ای برای اثبات دروغین بودن اسلام نداره تو قرآن بارها مستندات علمی زیادی آورده شده ولی شما فقط مطالبی از قرآن نوشتین که فرافکنی کنین فکر کنین مثلا محمد برای مردم اون دوره که بت پرست بودن و حتی زحمت این که اچرا ما این تکه سنگهارو میپرستیم به خودشون نمیدادن و کورکورانه به رسومی که از گذشته ها بهشون ارث رسیده بود پایبند بودن میخاست با زبون علم صحبت کنه فک کنین اونا اصلا درک میکردن یا تهمت دیوانگیبهش میزدن همون جوری که به خیلی از دانشمندا اولش میگفتن دیوانه درضمن تو قرآن اگر کامل بخونی مباحث علمی زیادی داره

    پاسخحذف
  11. سلام
    داشتن احساس خوب است ولی اینکه یک دین را به چند نفر نسبت دهید و احساسی برخورد کنید خوب به نظر نمی آید . تا آنجا که من می دانم هیچ کدام از ادیان تمام پاسخ های سوالات بشر رانمیدهند.اگر خدای اسلام را نپذیرم بهتر است خدای عبوث یهود یا خدای احساسی مسیحیت را نیز نپذیرم. گفتید در قرآن هیچ اشاره ای به خدای متفکر نشده است ولی در سراسر قرآن از خداوند به عنوان یک وجود متفکر یاد می شود.ثانیا قرار نیست خداوند مسئله ای که پیش روی ما قرار داده ( این جهان ) جواب آنرا نیز به ما بگوید در آن صورت چهارپایان نیز می توانستند از اسرار سری در بیاورندو اینکه گفتید خداوند در ایام بیکاری به ساخت روح مشغول است نیز به خداوند صفاتی را می دهید که یهودیت میدهد. از کجا به جرات در مورد وجودی که نه مشناسید و توان شناخت آنرا دارید اینگونه به صراحت و وقاحت سخن می گویید. خداوند را به موجودی انسان مانند تشبیه می کنید در حالیکه اوقات بیکاری یا اوقات کاری دارد پس بهتر است به او مزدی نیز طبق کانون کار نسبت دهید تا کار وی با ارزش شود و بتواند برای خود خانه ای خریداری نماید .در دنیایی که به تازگی در میابند زمان وجود ندارد و تنها زاییده ذهن است حال خدا را در این زاییده ذهنی محبوس میکنی؟
    در ضمن این نکته را می خواهم بگویم که آیا شما در این مدتی که زندگی کرده اید توانسته اید صمیمی ترین دوست خود را 100% بشناسید و در مورد او قضاوت کنید حال می خواهید در مورد فردی که 14 قرن قبل می زیسته به صراحات سخن گویید؟
    اگر دلایلی برای اثبات لغو بودن اسلام داری آنهارا رو کن وگرنه همه می توانند در خیالات خود داستانی سر هم کنند. پاک کردن صورت مسئله هنر نیست اگر می توانی مسئله را حل کن

    پاسخحذف
  12. به عنوان یک مسلمان برایم کافیست که آنهایی که حتی مسلمان نیستند قبول دارند که اسلام یک حقیقت است.

    پاسخحذف
  13. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف